پیش بینی باورهای غیر منطقی بر اساس خود متمایز سازی در زوجین

پیش بینی باورهای غیر منطقی بر اساس خود متمایز سازی در زوجین
24 شهریور 1405

مقدمه

باورهای غیرمنطقی از نظر الیس (۱۹۶۲) افکار و نگرش‌هایی هستند که بر پایه تعمیم‌های افراطی، بایدها و الزام‌های غیرواقع‌بینانه شکل گرفته‌اند و منجر به هیجانات منفی و رفتارهای ناکارآمد می‌شوند. در روابط زناشویی، این باورها می‌توانند به انتظارات غیرواقعی، سرزنش، کنترل‌گری و در نهایت نارضایتی منجر شوند.

در مقابل، خودمتمایزسازی مفهومی است که موری بوئن (Bowen, 1978) آن را برای توصیف توانایی فرد در حفظ هویت شخصی در عین ارتباط صمیمی با دیگران مطرح کرد. سطح بالای تمایزیافتگی به افراد کمک می‌کند تا در شرایط هیجانی دشوار، واکنش‌های منطقی‌تر و انعطاف‌پذیرتری نشان دهند. بنابراین، خودمتمایزسازی می‌تواند عاملی مؤثر در کاهش باورهای غیرمنطقی در روابط زناشویی باشد.

مبانی نظری

بر اساس نظریه سیستم‌های خانواده بوئن، خانواده یک سیستم عاطفی است که اعضای آن به‌طور متقابل بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. در این چارچوب، «خودمتمایزسازی» نشان‌دهنده توانایی فرد در تفکیک افکار از احساسات و حفظ عملکرد مستقل در عین ارتباط با دیگران است.

افراد با سطح پایین تمایز معمولاً به‌صورت هیجانی واکنش‌پذیر هستند و تمایل دارند در روابط نزدیک درهم‌تنیدگی هیجانی بالایی را تجربه کنند. این ویژگی باعث افزایش اضطراب رابطه‌ای، وابستگی هیجانی و در نهایت بروز باورهای غیرمنطقی می‌شود.

در مقابل، افراد دارای سطح بالای تمایز، قادرند هیجانات خود را تنظیم کنند، بدون از دست دادن رابطه صمیمی استقلال هیجانی خود را حفظ کنند و از باورهای منطقی‌تری در ارزیابی موقعیت‌های زندگی بهره بگیرند. از این رو، انتظار می‌رود خودمتمایزسازی بتواند به‌طور معناداری باورهای غیرمنطقی را پیش‌بینی کند.

روش پژوهش

پژوهش حاضر از نوع توصیفی–همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه زوجین شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود. نمونه آماری شامل ۲۰۰ نفر (۱۰۰ زن و ۱۰۰ مرد) بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس از مراکز مشاوره خانواده انتخاب شدند.

ابزارهای پژوهش شامل:

۱. پرسشنامه تمایزیافتگی خود (DSI) که توسط اسکورن و فریدلندر (۱۹۹۸) ساخته شده و شامل چهار خرده‌مقیاس واکنش‌پذیری هیجانی، جایگاه من، بریدگی هیجانی و درهم‌تنیدگی است.

۲. پرسشنامه باورهای غیرمنطقی (IBT) که توسط جونز (۱۹۶۸) تدوین شده و ۱۰ نوع باور غیرمنطقی را می‌سنجد.

داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند.

یافته‌ها

نتایج تحلیل همبستگی نشان داد بین خودمتمایزسازی و باورهای غیرمنطقی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (r = -0.52، p < 0.001).

در تحلیل رگرسیون چندگانه، مشخص شد مؤلفه‌های واکنش‌پذیری هیجانی و درهم‌تنیدگی بیشترین توان پیش‌بینی را دارند و در مجموع ۴۹ درصد از واریانس باورهای غیرمنطقی را تبیین می‌کنند.

این نتایج بیانگر آن است که زوجینی که توانایی بیشتری در تمایز میان افکار و احساسات دارند، در موقعیت‌های تعارض‌آمیز کمتر دچار تفکر غیرمنطقی می‌شوند.

بحث و نتیجه‌گیری

نتایج این پژوهش نشان داد که بین خودمتمایزسازی و باورهای غیرمنطقی رابطه‌ای منفی و معنادار وجود دارد. این یافته با نظریه بوئن و پژوهش‌های پیشین (مانند کارهای اسکورن و همکاران، ۲۰۰۴؛ فریدمن، ۲۰۱۱) همسو است.

به‌عبارت دیگر، هرچه سطح تمایزیافتگی در زوجین بالاتر باشد، احتمال بروز باورهای غیرمنطقی کمتر است. بنابراین، آموزش مهارت‌های تمایزیافتگی می‌تواند به‌عنوان رویکردی کارآمد در مشاوره زوج‌ها به‌کار گرفته شود تا از طریق ارتقای تفکر منطقی، رضایت زناشویی افزایش یابد.

محدودیت‌ها و پیشنهادها

از جمله محدودیت‌های پژوهش حاضر، می‌توان به استفاده از روش خودگزارشی و نمونه‌گیری در دسترس اشاره کرد که ممکن است تعمیم نتایج را محدود کند.

پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های آینده از طرح‌های طولی و مداخله‌ای استفاده شود تا رابطه علی میان خودمتمایزسازی و باورهای غیرمنطقی با دقت بیشتری بررسی شود.

همچنین، پیشنهاد می‌شود کارگاه‌های آموزشی تمایزیافتگی برای زوجین در مراکز مشاوره برگزار شود تا از طریق افزایش آگاهی هیجانی و شناختی، به کاهش باورهای غیرمنطقی و بهبود روابط زناشویی کمک گردد.

اشتراک گذاری:
دیدگاه‌ها
امتیاز دهید:
0 از 5